اینم واسه خودش مینویسم که خودش می دونه کیه و اونائی که می دونن کیه بهش بگن بیاد ببنه !!!![]()
![]()
آنجا که کشتن عاطفه فرهنگ میشود
دلها برای مردن گل سنگ میشود
من بیصدا به یاد خودم ساز میزنم
آری
دلم برای خودم تنگ میشود
--------------------------
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند
حیف من زاده ی امروزم.
خدایا جهنمت فرداست
پس چرا امروز می سوزم.؟؟؟
-----------------------------
![]()
![]()
![]()
![]()
خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من
ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت
---------------------------------
خداوندا غرورم را شکستند
پل سبز عبورم را شکستند
چه بی رحمانه در پاییز غربت
دل سنگ صبورم را شکستند
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۶/۱۴ ساعت ۲:۶ ب.ظ توسط میثم
|