و این آخرین پیام این وبلاگه و تا اطلاع ثانوی تعطیل مشه ...

باید تورو پیدا کنم
شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
با اینکه بی تاب منی بازم منو خط میزنی
باید تو رو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی
کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه
اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه
دلگیرم از این شهر سرد
این کوچه های بی عبور
وقتی به من فکر می کنی
حس می کنم از راه دور
آخر یه شب این گریه ها سوی چشام می بره
عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره
باید تو رو پیدا کنم هر روز تنهاتر نشی
راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی
پیدات کنم حتی اگه پروازم پرپر کنی
محکم بگیرم دست تو احساسم باور کنی

باید تورو پیدا کنم
شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
باید تو رو پیدا کنم هر روز تنهاتر نشی
راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی

میثم

بوسه مگر چیست فشار دو لب 

 آنکه گناه نیست چه روز و چه شب  

 بوسه یعنی ُ وصل شیرین دو لب 

 بوسه یعنی عشق در اعماق شب 

 بوسه یعنی مستی از مشروب عشق 

 بوسه یعنی آتش و گرمای تب 

 بوسه یعنی لذت از دلدادگی 

 لذت از شب ُ لذت از دیوانگی 

بوسه یعنی حس خوب طعم عشق 

 طعم شیرینی به رنگ سادگی 

 بوسه یعنی ُ آغازی برای ما شدن 

 لحظه ای با دلبری تنها شدن

 بوسه آتش می زند بر جسم و جان 

 بوسه بر می دارد این شرم از میان 

 بوسه یعنی شادی و شور و نشاط

 بوسه یعنی عشق خالی از گناه 

 بوسه یعنی قلب تو از آن من 

بوسه یعنی تو همیشه مال من

برادر واقعی

يكي از دوستانم به نام پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد. پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست ، آقا؟"
پل سرش را به علامت تائيد تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عيدي به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان اين است كه برادرتان اين ماشين را همين جوري، بدون اين كه ديناري بابت آن پرداخت كنيد، به شما داده است؟ آخ جون، اي كاش..."
البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزويي مي خواهد بكند. او مي خواست آرزو كند. كه اي كاش او هم يك همچو برادري داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پاي وجود پل را به لرزه درآورد:
" اي كاش من هم يك همچو برادري بودم."
پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با يك انگيزه آني گفت: "دوست داري با هم تو ماشين يه گشتي بزنيم؟"
"اوه بله، دوست دارم."
تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشماني كه از خوشحالي برق مي زد، گفت: "آقا، مي شه خواهش كنم كه بري به طرف خونه ما؟"
پل لبخند زد. او خوب فهميد كه پسر چه مي خواهد بگويد. او مي خواست به همسايگانش نشان دهد كه توي چه ماشين بزرگ و شيكي به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بي زحمت اونجايي كه دو تا پله داره، نگهداريد."
پسر از پله ها بالا دويد. چيزي نگذشت كه پل صداي برگشتن او را شنيد، اما او ديگر تند و تيـز بر نمي گشت. او برادر كوچك فلج و زمين گير خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روي پله پائيني نشاند و به طرف ماشين اشاره كرد :
" اوناهاش، جيمي، مي بيني؟ درست همون طوريه كه طبقه بالا برات تعريف كردم. برادرش عيدي بهش داده و او ديناري بابت آن پرداخت نكرده. يه روزي من هم يه همچو ماشيني به تو هديه خواهم داد ... اونوقت مي توني براي خودت بگردي و چيزهاي قشنگ ويترين مغازه هاي شب عيد رو، همان طوري كه هميشه برات شرح مي دم، ببيني."
پل در حالي كه اشكهاي گوشه چشمش را پاك مي كرد از ماشين پياده شد و پسربچه را در صندلي جلوئي ماشين نشاند. برادر بزرگتر، با چشماني براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائي رهسپار گردشي فراموش ناشدني شدند 

واقعا برادر واقعی هستیم؟؟؟

عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست

تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست

عاشقی مقدورهر عیاش نیست

غم کشیدن صنعت نقاش نیست"

 

اینم جواب دوستمون که با نام ۱۲۳ پیغام گذاشته بود

میثم

و باز سلام

به سراغ من اگر می آئید . . . .

نرم و . . . .

.

.

.

 نه دیگه جون هر کی دوست دارین دیگه سراغ من نیاین (آره با تو هم هستم)

دیگه هیشکی به سراغ من نیاد

و لطفا هم پیام خصوصی ندین ..

هر چی دوست دارین همین پائین بنویسین .

 

دیگه نمی خوام ببنمتون ..

همتون برین . . .

آخه رفته خیلی خیلی وقته رفته اونم چه پر سر و صدا

ترق ترق ترق تروق

میثم

فوری                                 فوری

خبر جدید پیش فروشی بهشت به پایان رسید و تمام املاک بهشت به فروش رسید و دیگر ملکی نمانده لطفا مزاحم نشید

جهنم داریم با متراژهای گوناگون

با اقساط بلند مدت تحویل فوری از دم قسط

جهت شغل های گوناگون و پر سود

کاباره

مشروب فروشی

خانه عفاف

و ....

هم رقاصه موجود داریم      هم مشروب خورش

ما که رفتیم بخریم (شما رو نمی دونم )