وای بر من ...
نمی دونم
چرا وقتی با آدم کار دارن همه جور قربون صدقه آدم میرن / و هر کاری که فکر میکنی بده انجام می دن / تو خداشونی /ولی وقتی حرفی می زنی می کشن عقب / اونوقت میشی داداش جون یعنی باز هم باید هواشونو داشته باشی / ولی جالبه داداشی که وقتی کار دارن سراغت میان / و باز هم جالبه داداشی که نامحرم هم حسابت میکنن /
ولی آدمای دیگه نامحرم نیستن فقط تو نامحرمی
همشون میگن فلانی پسر خوبیه حرف نداره ولی مثل اینکه . . . . .
ای بابا کاش ما هم اون آدم بده بودیم اینجوری حداقل جرم خوب بودن و به کول نمی کشیدیم و چهار نفر دوستمون داشتن / حداقلش این بود که دو تا رفیق داشتیم نابابشو
اگه اینه دستمزد خوبی نخواستیم بابا .. ولش
باراباس
-------------------------------------------------------------------------------
جونه مادراتون به دل نگیرین اینو کلی می گم خودش هم میدونه کیه
-----------------------------------------------------------------------------
( لعنت بر این یکشنبه ها )
آخه چرا انقدر به هم اعتماد نداریم ؟
آخه چرا صداقت فقط یه کلمه بی معنی شده برامون ؟
آخه چرا از گفتن حقایق می ترسیم ؟
به خدا گناه کردن هم دل و جرات می خواد
آخه چرا خیلی راحت همدیگرو زیر پامون له می کنیم ؟
آخه چرا؟ اخه چرا ؟ آخه چرا ؟